پست ثابت

دلم به مستحبی خوش است که جوابش واجب است....


السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه


برای سلامتی و ظهور مولایمان صلوات

عشق حسین

دخترک از میان جمعیتی که ساکت و بعضا بی تفاوت شاهد اجرای تعزیه اند رد میشود...

عروسک وقمقمه اش را محکم زیر بغل میگیرد....

شمر با هیبتی خشن، همانطور که دور امام حسین علیه السلام می چرخد ونعره می زند، از گوشه چشم دخترک را می پاید...

او با قدم های کوچکش از پله های تعزیه بالا می رود.

از مقابل شمر میگذرد و مقابل امام حسین علیه السلام می ایستد و به لب های سفید شده اش زل میزند...

قمقمه اش را مقابل او می گیرد.

شمشیر از دست شمر می افتد و رجز خوانی اش قطع میشود.

دخترک میگوید: " بخور، برای تو آوردم" و برمی گردد رو به روی شمر که حالا دیگر بر زمین زانو زده می ایستد.

مردمک های دخترک زیر لایه ی براق اشک می لرزد.

توی چشم های شمر نگاه می کند و با بغض می گوید : " بابا! دیگه دوستت ندارم."

صدای هق هق مردم فضا را پر می کند.

مصیبت عظیم

هنوز صدای علی در نخلستانهای مدینه به گوش می رسد علی بر اعمال خود می گرید و گریه اش عرش را به لرزه در می آورد از فرط ناله و زاری از هوش می رود

این کار هر شب اوست تنها در لابه لای نخلها خدایش را می خواند و از روزی که فرزند از پدر و مادرش می گریزد به او پناه می برد

علی غرق در خدا شده است اما چه کسی او را می شناسد....

که می داند علی کیست؟

او کسی است که ولایتش را نپذیرفتند و عدالتش را

او کسی است که وقتی در محراب کوفه به شهادت رسید عوام الناس از تعجب اینکه مگر او نماز هم می خواند انگشت به دهان شده اند

علی را کسی نشناخت جز خدا و رسولش.

مهربان تر از مادر

عادت همه ی مادرها همین است. وقتی یک غذای لذیذی درست می کنند که باب طبع فرزندشان هم هست، اگر او نباشد، یا خواب باشد، یا سیر... برایش کنار می گذارند. من که در میان مادرانی که سراغ دارم ندیده ام بگوید بی خیال. می خواست اینجا باشد، بیاید سر سفره بخورد! همیشه سهم فرزند محفوظ است.

چند روز است به سفره دار این ایام، به همان که مهربان تر از مادر خطابش کرده اند، به مولایم در دل می گویم: نیمه ی ماه هم رسید من خواب مانده ام و جا مانده... گمان ندارم از سفره ی رنگانگ و پر برکت این ماه چیزی برایم کنار نگذارید. خوبان دل سیر از سر این سفره بلند شوند و من گرسنه بمانم... خوب یا بد همه فرزند شماییم.

(عارف بزرگ مرحوم حاج محمد اسماعيل دولابى)

روزه تجویز شافی

خطاب به دوستش گفت: امسال روزه می گیری.

دوستش گفت: معلومه که می گیرم. مگه تو نمی خوای روزه بگیری؟

- چرا منم می گیرم. اما هیچ پزشکی 17 ساعت تشنگی و گرسنگی رو برای بدن تجویز نمی کنه!

- آره خب! اما کسی که وقتی همه پزشکا جوابت می کنن شفات می ده؛ تجویز کرده.

زندگی در عصر ارتباطات

واتس آپ، وایبر، تلگرام و... نرم افزارهایی هستند که امروزه کمتر کسی است که با آنها آشنایی نداشته باشد. از بین همه این نرم افزار ها، به نظر می رسد واتس آپ کاربران بیشتری در ایران دارد.

کاربران این برنامه غالبا از بین جوانان هستند که روزانه قسمتی از وقت خود را به استفاده از آن اختصاص می دهند. اما استفاده از این برنامه چه مزایا و مضراتی دارد؟

اگر این سوال را از کاربران آن بپرسید خواهند گفت: وسیله ای برای داشتن ارتباطی بهتر با دوستان و آشنایان است مخصوصا اگر گروه تشکیل شود، ارتباط نزدیکتری خواهیم داشت.

اما آیا این نرم افزار فقط ارتباط آسان تری را ایجاد می کند؟

این گونه نرم افزارها علاوه بر ایجاد ارتباطی نزدیک بین کاربران و امکان ارسال فایل های صوتی و تصویری، مزیت دیگری هم دارد و آن این است که ارتباط کاربران را محدود به مخاطبان می کند و از شکل گیری ارتباط با افراد نامحدود جلوگیری می کند.

اما از مزایای این برنامه که بگذریم، از امنیت آن و مشکلات دیگری که کار با آن ایجاد می کند بحث می شود.

گفته می شود واتس آپ برنامه ای جاسوسی است و امکان شنود مکالمات برای ارائه دهندگان آن وجود دارد. درست است که با وجود کاربران بسیار در دنیا امکان شنود همه مکالمات غیر ممکن است، اما آیا ارائه دهندگان برنامه نمی توانند از جستجوی کلیدواژه ها استفاده کنند؟

برای بالا رفتن امنیت در این برنامه، پیشنهاد می شود از کلمات کلیدی که احتمال به خطر افتادن مکالمات وجود دارد، استفاده نشود و حتی الامکان از ارسال فایل های خصوصی پرهیز شود.

مشکل دیگری که اغلب کاربران با آن روبرو هستند، استفاده بیش از حد و اعتیاد به آن است. این برنامه با ایجاد ارتباطی راحت و صمیمی بین کاربران گروه، باعث جذب بیشتر کاربران به آن می شود و در نتیجه کاربر را وامی دارد ساعت ها به استفاده از آن مشغول باشد و گذر زمان را حس نکند. در نهایت به کم شدن ارتباطات خارج از فضای مجازی، مخصوصا ارتباطات خانوادگی می انجامد.

اشکال دیگری که وجود دارد، ارسال فایل های غیر اخلاقی و خصوصی است.

برای حل اینگونه مشکلات، باید برای استفاده از این گونه برنامه ها، برنامه ریزی کرد و زمان خاصی را به کار با آن اختصاص داد. همچنین در دریافت و ارسال فایل دقت لازم را به عمل آورد تا از دریافت و ارسال فایل های ناخواسته جلوگیری شود.

میلاد مولا

مولایم!!

می گویند جمعه می آیی

اما کدام جمعه؟؟

این جمعه نیمه شعبان است و سالروز میلادت

و منتظران هنوز چشم به راه آمدنت...

می گویند قدیم رسم بوده وقتی خانواده ای صاحب فرزندی می شده برای عرض تبریک نزد خانواده مولود می رفته و شادباش و هدیه ای دریافت می کرده

مولایم! امام حسن بن علی بن محمد میلاد مولود مبارکت، تبریک...تبریک

آقا! ما کاری برای نزدیک شدن به خانواده شما در نامه اعمالمان نداریم، وجود مقدس فرزندتان را واسطه قرار می دهیم برای اجابت خواسته هایمان

و مومنیم که شما خاندان کرامتید و کسی را دست خالی بازنمی گردانید مخصوصا شب میلاد فرزندی که منجی عالم خواهد بود...

مولایم!...کجایی؟

از فرصت بدست آمده استفاده می کرد تا گفتگوی چند روز پیشش را برایم شرح دهد. سعی می کرد کوتاه بگوید اما عمق فاجعه را برایم ترسیم کند. می گفت: بعد از مدتی فرصتی دست داده بود تا با آشنایان قدیمی دور هم جمع شویم. باورت نمی شود که چقدر طرز تفکر دوستان و آشنایان تغییر کرده بود. می گفت ذهنشان غرق در شبهات شده بود و مرا با سوالاتشان که بیشتر درمورد حجاب بود بمباران کردند. هر چه برایشان استدلال آوردم که حجاب از ضروریات دین و واجب است، نمی پذیرفتند. گفتم چرا از آیات قرآن کمک نگرفتی؟

گفت: از قرآن هم استدلال کردم اما می گفتند از کجا معلوم است که قرآن تحریف نشده باشد؟!!

انسان موجودیست که خداوند او را از نعمت بزرگ عقل و تفکر برخوردار کرده است و شکر این نعمت بزرگ، جز استفاده صحیح از آن، شکر کاملی نخواهد بود.

انسان عاقل وقتی سوالی برایش پیش می آید باید به دنبال پاسخش باشد و اجازه ندهد سوالات و شبهات در ذهنش جمع شده و در نتیجه موجب تضعیف اعتقاداتش شود.

امام رضا علیه السلام فرمودند: دانش همانند گنجینه هایی است که کلیدهای آن پرسش است. پس بپرسید تا خداوند رحمتش را بر شما ارزانی کند... (عیون اخبار الرضا- ج2-ص228)

وقتی اعتقادات که پشتوانه اعمال هستند ضعیف شوند، زمینه برای گناه مساعد خواهد شد و نتیجه ی گناه روی گناه همان است که عارف بزرگ، آیت الله بهجت (ره) فرمودند: اگر جلوی خود را در ارتکاب به گناهان نگیریم،  کارمان به انکار و تکذیب و استهزای آیات الهی، و یا به جایی می رسد که از رحمت خدا ناامید می شویم!

.................

مولایم!!... کجایی؟؟

می بینی که کارمان دارد به کجا کشیده می شود؟؟

مولایم عجب صبری داری!

چگونه جراحات قلبی ات، که اثر گناهان ماست را تاب می آوری؟

مولایم خسته ام از این زمستان یخ زده!

از این دنیای غرق در نافرمانی و گناه

مومنی می گفت: دردهایم را در آغوش خدا می گریم.

مولایم! شما که مولای مومنانی چه؟ شما که همیشه در آغوش خدایی...

ازدواج عاقلانه از دیدگاه ستایش

ستایش که بعداز سالها عاطفه دوست صمیمی دوران جوانیش رو دید نگاهی به اتومبیل مدل بالاش انداخت و گفت: گنج پیدا کردی یا اسکناس چاپ می کنی؟

عاطفه: هیچکدوم! عاقلانه ازدواج کردم

نمردیم و معنای ازدواج عاقلانه رو فهمیدیم.

من دیگه حرفی ندارم!!

http://fungrand.ir/wu-image/uploads/2014/01/fun1215-5.jpg

تاج بندگی...

وارد مغازه شدم. یک خانم بد حجاب داشت با آقای فروشنده چونه می زد تا قیمت کمتری بپردازد. با افاده صحبت می کرد و از فروشنده می خواست تخفیف دهد. فروشنده هم با لبخند از صحبت های او استقبال می کرد اما نمی پذیرفت که به اندازه قیمت درخواستی، تخفیف دهد.

وسایلی که احتیاج داشتم برداشتم و از فروشنده خواستم تا آنها را حساب کند اما تمام توجه فروشنده به آن خانم بود. انگار مرا نمی دید. صبر کردم تا خرید خانم تمام شود.

خانم دیگری که ظاهری مثل خانم قبلی داشت وارد مغازه شد. همه اجناس را قیمت می کرد و درباره همه آنها نظر می داد. فروشنده با کمال میل به صحبت هایش گوش می داد و پاسخ او را می داد.

خانم اولی که توانسته بود تخفیف لازم را بگیرد با خوشحالی تشکر کرد و از مغازه خارج شد. فروشنده هم با لبخندی معنادار پاسخ تشکر او را داد.

و من هنوز منتظر پاسخ فروشنده بودم...

وقتی دیدم فروشنده هیچ توجهی به صحبت های من نمی کند و تمام توجهش به آن خانم است. بدون هیچ صحبتی اجناس را سرجایشان گذاشتم و از مغازه خارج شدم.

با افتخار از مغازه خارج شدم.

به چادرم، به تاج بندگی ام، افتخار کردم که مرا از توجه و نگاه هیز مردان بیگانه حفظ می کند.

اگر قرار است به خاطر چادرم مورد توجه واقع نشوم به این بی توجهی افتخار می کنم...

توجه خدایم برایم کافیست...

حسبنی الله و نعم الوکیل...

عید رسالت

اقرا بسم ربک الذی خلق...

این صدای جبرییل است که پیامبر خاتم را مورد خطاب قرار می دهد

و فرمان خدا را به او ابلاغ می کند...

از امروز او مسئول هدایت جهانیان می شود

قرار است مبلغ آخرین و کامل ترین دین الهی باشد

دینی که باید هدایتگری، جهانی و جاودانی باشد

 

و تو ای رسول اعظم اسلام چه خوب این مسئولیت را به سرانجام رساندی

تنها کسی بودی که توانستی عرب جاهلی را با همه تعصباتش به مومنی عاشق تبدیل کنی

همه را عاشق خلق نیکویت کردی

و تا ابد این عشق، در دل نسل ها شعله ور خواهد ماند...

اللهم ارزقنا...

خدایا! از اینکه در حال نافرمانیت عمرم سپری شود 

و در رختخواب پیری و بیماری منتظر فرشته مرگ باشم، متنفرم.

خدایا! زندگیم را در مسیر رسیدن به خودت قرار ده

و مرگم را نیز شهادت در اوج جوانی و غرق شدن در اطاعتت...


اللهم ارزقنا شهاده فی سبیلک...

پاسخ به دو شبهه

1.حجاب یک لباس دست و پاگیر است و با فعالیتهاى اجتماعى مخصوصا در عصر ماشین هاى مدرن سازگار نیست، یک زن حجاب دار خودش را حفظ کند یا چادرش را و یا کودک و یا برنامه‏اش را؟!

پاسخ: برای پاسخ به این شبهه باید به دو نکته اساسی توجه کرد:

اول اینکه چگونه می توان ادعا کرد که حجاب مانع فعالیت های اجتماعی می شود؟ بر اساس دیدگاه فلاسفه بهترین دلیل بر امکان چیزی وقوع آن است. آیا تا به حال زنان را ندیده اید که با حجاب کامل و چادر در صحنه های مختلف اجتماع حضور داشته اند بی آنکه شکایتی از سختی حجاب داشتن کنند؟ آیا از زنان محجبه پرسیده اید که چادر چقدر دست و پا گیر است و مانع فعالیت آنها در عرصه اجتماع می شود؟

آنچه باعث فلج شدن نیروی زن و مانع از حضور مفید او در اجتماع می شود حجابیست که زن را زندانی کند و او را از فعالیت های اجتماعی بازدارد. اسلام هیچگاه مانع فعالیت اجتماعی، اقتصادی و علمی زنان نشده است؛ اسلام هرگز نمی خواهد زن بیکار و بیعار در خانه بنشیند و از اجتماع دور باشد. اسلام فقط برای فعالیت های اجتماعی پوشانیدن بدن به استثنای وجه و کفین را برای زنان لازم دانسته است.

دلیل دیگری که مانع از فعالیت مفید زنان در سطح اجتماع می شود آلودگی محیط کار به لذتجویی های شهوانی است. بدیهی است اگر در محیطی که دختران و پسران با هم مشغول به تحصیل هستند، دختران پوشش لازم را رعایت کنند، رشد علمی بیشتری وجود خواهد داشت تا وقتی که در کنار هر پسری یک دختر آرایش کرده با پوشش نامناسب وجود داشته باشد.

نکته دیگر اینکه آیا اداره کردن منزل و تربیت فرزندانی که در آینده افراد مفیدی در اجتماع باشند فعالیت اجتماعی مفید محسوب نمی شود؟ کسانی که رسالت خانوادگی زن را نادیده می گیرند از تاثیر خانواده بر اجتماع اطلاع ندارند. فعالیت زن در خانواده می تواند بیشترین و مهم ترین تاثیر را بر اجتماع داشته باشد.

2حجاب از این نظر که میان زنان‏ و مردان فاصله مى‏افکند طبع حریص مردان را آزمندتر مى‏کند، و به جاى اینکه خاموش کننده باشد آتش حرص آنها را شعله‏ورتر مى‏سازد که الانسان حریص على ما منع!

پاسخ: این اشکال تنها در حد ادعا باقی مانده و هیچ کس نتوانسته بر اساس واقعیت خارجی آن را به اثبات برساند. مقایسه آماری بین جوامع اسلامی و غیراسلامی نشان می دهد که حجاب زنان نه تنها به حریص تر شدن مردان منجر نشده بلکه باعث کاهش چشم گیر هر نوع آزاری علیه زنان از سوی مردان شده است.

حدیث مذکور در شبهه، بر این نکته دلالت می کند که هرگاه چیزی در دسترس انسان باشد و او را از آن منع کنند، نسبت به آن حریص تر می شود. یعنی می توان این نتیجه را گرفت که در صورتی مردان نسبت به زنان حریص تر می شوند که بانوان حدود شرعی را رعایت نکنند و از طرفی هم به آنان اجازه نگاه و هرگونه ارتباط داده نشود؛ اما در صورتی که زنان پوشش لازم را رعایت کنند مردان نه تنها حریص تر نخواهند شد بلکه نسبت به همسر و خانواده خود پایبند تر می شوند و جامعه محدود به فعالیت های اجتماعی خواهد شد نه راهی برای ارضای امیال جنسی.

اسلام می خواهد مردان و  زنان مسلمان، روحی آرام، اعصابی سالم و چشم و گوشی پاک داشته باشند. امام رضا علیه السلام می فرمایند: نگاه به موهای زنان چه با شوهر و چه بی شوهر، از آن جهت حرام شده است که نگاه مردان را برمی انگیزد و آنان را به فسار فرا می خواند به سوی آنچه که ورود به آن نه حلال است و نه شایسته. (بحارالانوار- ج104- ص34)

..........................

برای اطلاعات بیشتر به کتاب پاسخ به شبهات اینترنتی جلد چهارم رجوع شود.

روز عشق...

امروز با دوستان رفته بودیم حرم آقا سبزقبا درس بخونیم. ما گرم بحث و گفتگو بودیم که یه خانم که چند قدم اون طرفتر نشسته بود اومد جلو و گفت: «ببخشید شما می دونید مناسبت فردا چیه؟» ما با تعجب همدیگه رو نگاه می کردیم. خانمه احساس کرد سوال عجیبی پرسیده اضافه کرد: «فردا عیده، شما نمی دونید چه عیدیه؟» ما که تعجبمون به خاطر وجود عید -اونم فردا- بیشتر شده بود گفتیم: «عید؟ اونم فردا؟» اون خانم گوشیشو بهمون نشون داد و گفت یه پیام اومده برام، عربی نوشته فقط اینو ازش فهمیدم که فردا یه عیده. اگه شما می تونید این پیام رو برام ترجمه کنید»

دوستم گوشی رو گرفت، با کنجکاوی پیامشو خوندیم. بعد از خوندن پیام با تعجب به هم دیگه نگاه می کردیم. دوستم گوشی رو به خانم پس داد و گفت فردا ولنتاینه.

همه جور تبریک این روز رو دیده بودیم جز پیام عربیشو.... عید الحب.

این روز چه جایگاهی تو فرهنگ دینی و ملی ما داره که این همه جای خودشو توی جامعه باز کرده؟

اساس این روز یه افسانه دروغه که یه پدر روحانی واسطه ازدواج سربازانی می شده که ازدواج برای اونا جرم بوده در نهایت کشیش رو به خاطر این گناه اعدام می کنن، که روز مرگش می شه همون ولنتاین.

اما سوال اینجاست که مگه تو فرهنگ ما عشق و ازدواج وجود نداره که اونو از بیگانگان قرض بگیریم؟

این روز شاید برای مسیحیت کاتولیک که ازدواج رو جرم می دونسته، اهمیت داشته باشه اما برای شیغه دیگه چرا؟؟؟ ما که باید الگومون امام علی علیه السلام و حضرت زهرا علیها السلام باشه. 

مگه ما کم حدیث درباره ارزش مهرورزی زوجین داریم؟

در سیره عملی معصومین به ابراز علاقه به همسر بسیار تأکید شده.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: وقتی مرد به زن خود با محبت می نگرد و زنش نیز به او با مهر نگرد، خداوند به دیده ی رحمت به آن ها نگاه می کند.

در قرآن هم به اصل وجود عشق و احساس محبت متقابل بین زن و شوهر اشاره شده: و از نشانه‏ های او اینکه همسرانی از جنس خود شما برای شما آفرید، تا در کنار آنها آرامش یابید، و در میانتان مودت و رحمت قرار داد، در این نشانه ‏هائی است برای کسانی که تفکر می‏کنند (روم / ۲۱)


حجاب

مادرم!

زمانی که خبر شهادتم را شنیدی گریه نکن.

زمان تشییع جنازه ام گریه نکن.

زمان خواندن وصیت نامه ام گریه نکن.

فقط زمانی گریه کن که مردان ما غیرت را فراموش کنند و زنان ما عفت را.

وقتی جامعه ما را بی غیرتی و بی حجابی فرا گرفت گریه کن

که اسلام در خطر است(شهیدسعید زقاقی)

https://encrypted-tbn1.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcS6RjV1lqGqrQo65bTsCTJvckCEvWjsJDEOv3Rp3b3SDpb66L5B7Q

خواهرم حجابی که تو را از نگاه های هرزه حفظ می کند فقط پوشیدگی نیست

پوشیدگی همراه با عفت و حیاست که تو را چون دُر در صدف، نگه می دارد.

برادرم غیرت فقط این نیست که ناموست را بپوشانی

غیرت این هم هست که نگاهت را از ناموس دیگران بپوشانی.

خواهرم؛ حجابت و نگاهت

برادرم؛ نگاهت و حجابت

موهبت های الهی اند آنها را به شیطان هدیه نکن.

رسانه خوب یا بد...

برداشت اول: وقتی یه موسسه فرهنگی قصد داره جلساتی با موضوع «تاثیر رسانه بر فرد و خانواده» برگزار کنه نباید سخنران جلسه رو از نهادی انتخاب کنه که بر رسانه نظارت می کنه.  از یه طرف مستندی پخش می کنن که رسانه ملی رو نقد کنن بعد سخنران می یاد هر چی تو ذهن مخاطب ساخته شده رو از بین می بره. اصلا مخاطبا دچار سردرگمی می شن.

برداشت دوم: تصور کنید یه روز تعطیل با خونواده ناهار رو می برید بیرون تا از هوای بهاری در اواسط زمستان لذت ببرید. کاری ندارم که چقدر همه جا شلوغه و چه موزیکایی از اتومبیل ها پخش می شه و وضعیت پوشش ملت که اومدن تفریح چطوره و کاری هم ندارم تلویزیون رو این مسائل چه تاثیری داشته. اما اونی که خیلی جلب توجه می کنه انبوه جووناییه که هر کدوم یه گوشه زیرانداز پهن کردن و دارن قلیون می کشن.

برداشت سوم: تو تاکسی از کنار مغازه ای رد می شی، احساس می کنی این مغازه رو تا حالا ندیدی دوباره با توجه بیشتری نگاه می کنی. ویترین مغازه پر از قلیون های لوکس و فانتزیه که توجه هر رهگذری رو جلب می کنه. تا حالا تو این شهر مغازه قلیون فروشی سابقه نداشته. یعنی اینقدر مردم قلیون می کشن که براش یه مغازه اختصاصی بزنن؟

نتیجه: شاید بشه خیلی از اشکالات فرهنگی رو گردن رسانه ملی انداخت اما خداییش تو این یکی دیگه بی تقصیره. آخه این همه درباره مضرات قلیون برنامه علمی و مستندو... ساختن یعنی این می شه نتیجه اش. واقعا دلیلش چیه؟ چرا بعضی از رفتارهای غلط به راحتی پذیرفته می شن و تو جامعه رواج پیدا می کنن اما تلاش برای تغییر یه رفتار اشتباه تقریبا بی نتیجه می مونه؟


آیا قرآن بر خلاف علوم طبیعی سخن می گوید؟؟

شبهه: آیاتی در قرآن وجود دارد که مسلمانان آنها را دال بر اعجاز علمی قرآن می دانند در صورتی که علم امروز خلاف آنها را ثابت کرده است. مانند آیه 22 سوره بقره (الذی جعل لکم الارض فراشا) که زمین را بسان فرش و به صورت سطحی صاف می داند. همچنین آیه 19 سوره حجر (و الارض مددناها) به گسترده بودن زمین اشاره شده است؛ در حالی که عکس های ماهواره ای از زمین، به صورت واضح کروی بودن آن را نشان می دهند. ظاهرا قرآن از کروی بودن زمین خبر نداشته است.

پاسخ: خداوند در آیه 22 سوره بقره می فرماید زمین را برای شما فِراش قرار دادیم. «فراش» از ریشه «ف ر ش» به معنی چیزی است که مایه آرامش آدمیست. به همین جهت به چیزی که بین انسان و زمین سخت فاصله می افکند و موجب آرامش انسان می شود «فرش» نامیده می شود. در قرآن به زنان بهشتی که موجبات آسایش شوهر خود را فراهم می کنند «فُرُش» اطلاق شده است.

و اینکه خداوند می فرماید زمین را برای شما فراش قرار دادیم به این معنیست که زمین را مملو از نعمت های خود قرار دادیم تا شما به راحتی در آن زندگی کنید. یکی از نعمت های خداوند که موجب آسایش ساکنان زمین است، نعمت جاذبه می باشد که باعث می شود حرکات مختلف و سریع زمین کمترین لرزشی به ما وارد نکنند و انسان بتواند با آرامش به استراحت و کار و زراعت در زمین بپردازد. اگر نعمت جاذبه نبود در یک چشم بر هم زدن همه وسایل زندگیمان بر اثر حرکت دورانی زمین به فضا پرتاب می شد و در آن سرگردان می شدیم.

در آیه 19 سوره حجر منظور از گستراندن، بیرون آوردن خشکی های زمین از زیر آب و گسترش آن است. همچنانکه دانشمندان امروزی نیز آن را تأیید کرده اند. در آغاز خلقت زمین تمام سطح زمین زیر آب بود. این آبها به تدریج در گودال های زمین فرو رفتند و خشکی از زیر آب بیرون آمد و روز به روز گسترده شد تا به شکل فعلی درآمد. این اصطلاح در قرآن «مدالارض» نامیده شده است. در روایات از «مدالارض» تعبیر به «دحوالارض» شده (25 ذی القعده) که روزه در آن روز برابر با هفتاد سال است.

برگرفته از کتاب پاسخ به شبهات اینترنتی- ج6


هیچکس تنها نیست... همراه همیشگی

وقتی کسی رو که دوست داری از دست می دی

وقتی مجبوری تو غربت وبی کسی زندگی کنی

وقتی تنهای تنهایی

فقط تو هستی و او

او که همیشه همراهت بوده و وجودشو حس نکردی

او که در نهایت نیازمندی، بی نیازت کرده بدون اینکه  کمترین نیازی بهت داشته باشه

اما حالا که تنهایی، با تمام وجود حسش می کنی

حالا که نیازمندی ازش کمک می خوای

وقتی با وجود بی توجهی هامون اینقدر هوامونو داره، اگه به یادش باشیم چی می شه؟؟


بند ه من وقتی به نماز می ایستی آنچنان به سخنانت گوش فرا می دهم که گویی فقط یک بنده دارم و تو چنان غافلی که گویی صدها خدا داری.

جعبه جادویی به اسم تلویزیون

یکی از دوستان مطلبی درباره شک نوشتن که منو یاد سریالای تلویزیون انداخت.

بعضی از دوستان دیگه عقیده دارن نباید در وبلاگای ارزشی رسانه ملی نقد بشه؛ اما من با نظرشون موافق نیستم. به نظر من انتقاده که باعث می شه هر چیزی به کمال برسه. اما نه هر انتقادی . انتقاد باید با ذکر نقاط قوت همراه، منصفانه و به دور از  غرض ورزی باشه.

بعضی از سریال ها که عموم مردم رو جذب خودشون می کنن، ظاهرا بر پایه مبانی اسلامن؛ اما اگه بهشون دقت کنیم می بینیم اساسشون ضد دینه. حالا کار ندارم که کارگردان و نویسنده واقعا نتونسته اینو تشخیص بده یا غرض داشته.

مثلا سریالی که برا نوروز پخش شد و چند روز پیش هم به صورت فیلم تلویزیونی از یکی از شبکه ها باز پخش شد اعتقادات کفرآمیزی توش بود. سریال سعی کرده بود اعتقادات ایران باستان درباره نوروز  رو به  شکلی امروزی به نمایش بذاره اما خیلی ضعیف عمل کرده بود به گونه ای که به شرک تبدیل شده بود.

چهار تا پری بودن که هر کدومشون وظیفه تدبیر یه قسمت از زمین رو به عهده داشت. این همون اعتقادیه که مشرکان مکه در عصر جاهلیت داشتن و گمان می کردن خداوند پس از آفرینش جهان اداره اونو به دست جن ها و فرشتگان که دختران خدا هستن سپرده. قرآن در آیه 40 سوره اسراء با استفهام انکاری می فرماید: «آیا پروردگارتان فرزندان پسر را مخصوص شما ساخته و خودش دخترانی از فرشتگان برگزیده است؟»

جالب اینه که پری های این سریال خیلی دست و پاچلفتی بودن و از پس خودشون بر نمی اومدن و برا انجام کارهای شخصیشون هم انسان ها بهشون کمک می کردن، دیگه چه برسه معاذ الله تدبیر امور بندگان.

یا سریالی مثل خداحافظ بچه که سی روز ماه رمضون مردم رو پای سفره افطار جذب خودش کرد و نشون داد که آدم برا رسیدن به خواسته هاش می تونه هر کاری رو انجام بده. این سریال به مخاطب تلقین می کرد که از فرار دزد و به نتیجه رسیدن کارهای حرام لذت ببره و آخر سر هم محکوم این سریال مردی بود که به خاطر اینکه زنش به زندگیش خیلی اهمیت نمی داد یه زن دیگه گرفته بود. تو رسانه ملی ما زن دوم گرفتن خیلی قبیحه حتی جرمتش بیشتر از فحشاست.

تو بسیاری از سریالا که زن و شوهر روابط صمیمی دارن -مثل سریال پایتخت- این روابط به محض شک کردن زن به همسرش از هم می پاشه یعنی واقعا تو فرهنگ ایرانی روابط زن و شوهر این گونه اس که شوهر حق نداره برا کسب روزی حلال سوار ماشین زنی بشه که صاحبکارشه؟؟ البته سریال پایتخت هم طنز بود و هم نکات آموزنده خوبی داشت. از جمله اینکه روابط صمیمی یک خانواده ایرانی رو به نمایش می ذاشت و می شه گفت سریال موفقی بود که سال های بعد هم پخشش ادامه داشت.

نمی دونم بعضی از سریالا می خوان چی رو ثابت کنن. یعنی واقعا کارگردانا نمی دونن که با ساخت اینجور فیلم ها و سریالا چه تاثیر مخربی بر فرهنگ جامعه می ذارن؟؟

امل یعنی....

تا حالا شده دوستت به خاطر حجاب داشتن و چادر پوشیدنت بهت بگه امل و عقب مونده؟

تا حالا شده تو فامیل بهت بگن امل؟

تا حالا شده استادت بهت بگه امل؟

خونوادت چی؟

چقدر برات اهمیت داره که اطرافیانت بهت بگن امل؟ و چقدر برات مهمه که خدا بهت بگه امل؟

و قرن فی بیوتکن و لا تبرجن تبرج  الجاهلیه الاولی... (احزاب-۳۳)

و در خانه های خود بمانید و چنان که در زمان پیشین جاهلیت می کردند،زینت های خود را آشکار نکنید...


فرزند بیشتر، زندگی شیرین تر

نمی دونم چرا بعضی از پدر و مادرا فکر می کنن اگه فقط یه بچه داشته باشن زندگیشون بهتر می شه. فکر می کنن از نظر اقتصادی اگه به یه بچه برسن، هم برا بچه بهتره و هم برا خودشون.

در صورتی که ما عتقاد داریم رزق هر کسی رو خدا می ده. به قول حاج آقا قرائتی شناختمون از خدا ضعیفه که فکر می کنیم اگه یه بچه داشته باشیم خدا می تونه روزیش رو بده و اگر دوتا بشن خدا نمی تونه.

خدا در سوره اسراء آیه 31 می فرمایند: و لا تقتلوا اولادکم خشیه املاق نحن نرزقهم و ایاکم...

داشتن فرزند یکی یه دونه تربیتش سخت تره. یه ضرب المثل دزفولی هست که می گه: «گپته آموز، کچکت آموخته!» ( فرزند بزرگت را یاد بده و تربیت کن بقیه فرزندانت تربیت خواهند شد.)

ما تمام خاطرات کودکیمون از بازی کردن و دعوا کردن با خواهر و برادرامونه و الان هم که بزرگ شدیم وقتی پدر و مادر برامون خاطراتمونو بازگو می کنن کلی لذت می بریم. گناه دارن بچه های این دوره و زمونه که از لذت با هم بودن محرومن.

چند فرزند داشتن این ویژگی رو هم داره که فرزندان مسئولیت پذیرتر بار می یان.

ما زیر سن دبستان بودیم که مادرمون داداشمون رو بهمون می سپرد و می رفت دنبال کاراش. البته همیشه از عهده این مسئولیت به خوبی بر نمی اومدیم. مثلا یه روز که مادرم داداشمو گذاشته بود تو نی نی خواب به من سپرده بود که مواظب باشم من هم به خیال خودم می خواستم باهاش بازی کنم، نی نی خواب رو تو اتاق دور می دادم که بچه خوشش بیاد ولی غافل از اینکه علا الدین روشنه و پای دادش طفلکم می خوره بهش و می سوزه...[نیشخند] ولی به هر حال از کودکی یاد گرفتیم مواظب همدیگه باشیم.

نصف خاطراتمون هم دعواهاییه که با هم داشتیم. مثلا یه روز من و دادشتم سر یه آهنربا دعوامون شد و هیچ کدوممون حاضر نبویم کوتاه بیاییم. پدر عزیزمون بر اینکه به دعوامون خاتمه بده یه تیکه آدامس به یه تیکه حلبی چسبوند و داد به دست داداشم که اونم آهنربا داشته باشه. طفلک فکر می کرد چه آهنربای خوبی داره که به در و دیوار هم می چسبه...[نیشخند] الان با یادآوری اون خاطرات کلی خوش می گذرونیم.

بچه های امروزه گناه دارن، پدر و مادراشون فکر می کنن به نفعشونه که یکی یه دونه باشن، ولی نمی دونن چه لذتهایی رو ازشون می گیرن.

آیا کودک پنج ساله می تواند امام باشد؟

شهادت امام حسن عسکری تسلیت باد.

امام حسن عسکری در سال 260 هجری به شهادت رسیدند و امام زمان در آن زمان 5 سال داشتند.

وهابیان می گویند: چگونه ممکن است کودک پنج ساله امام باشد؟؟

وهابی ها تصور می کنند که همه کودکان یکنواخت به دنیا می آیند و بر همگان حکم واحدی را پیاده می کنند.

قرآن از زبان حضرت مسیح در گهواره درباره خودش نقل می کند: «قال إنی عبدالله آتانی الکتاب و جعلنی نبیا» (مریم-20) من بنده خدا هستم، انجیل را به من داده و مرا پیامبر ساخته است...

این جمله ها را یک کودک شیرخوار به زبان آورده است. بعضی ها تصور کرده اند که حضرت مسیح از آینده خود خبر داده و در کودکی دارای مقام نبوت نبوده است. ولی همه جمله ها به صورت فعل ماضی آغاز شده اند پس حضرت مسیح در دوران کودکی دارای چنین مقامی بوده است.

قرآن درباره حضرت یحیی می فرماید: «وآتیناه الحکم صبیا» (مریم-12) و ما در کودکی به او فرمان (نبوت) دادیم.

دوران شکوفایی انسان معمولا حد و مرز خاصی دارد ولی می دانیم همیشه در انسان ها افراد استثنائی وجود داشته اند. چه مانعی دارد که خداوند، این دوران را برای بعضی از بندگانش به خاطر مصالحی فشرده تر کند و در سال های کمتری خلاصه نماید.

امام جواد علیه السلام نیز در دوران کودکی به امامت رسیدند. علی بن اسباط می گوید: به خدمت امام جواد علیه السلام رسیدم در حالی که سن او کم بود. من درست به قامت او خیره شدم تا به ذهن خود بسپارم به هنگامی که به مصر بازگشتم کم و کیف مطلب را برای یاران نقل کنم. در این فکر بودم که امام جواد رو به سوی من کرد و گفت: ای علی بن اسباط، خداوند کاری را که در مسأله امامت کرده، همانند کاری است که در نبوت کرده است.

بنابراین همانگونه که خداوند قدرت دارد که حکمت و نبوت را به انسانی در سن چهل سالگی بدهد، می تواند آن را به انسانی در کودکی بدهد.

بنابراین هیچ مانعی وجود ندارد که حضرت مهدی در دوران کودکی عقل او شکوفا و فکر او تکامل یابد و دارای مقام امامت شود.

برگرفته از کتاب جدال احسن

سجده به درگاهت

تا حالا از خودت پرسیدی سجده کردن به درگاه خالق هستی چقدر برات لذت بخشه؟؟

سجده ای که نزدیک ترین حالت بنده به خداست

سجده ای که به اندازه طولانی بودنش، شیطان رو از انسان دور می کنه

سجده ای که خیلی ها زیر خاک آرزوشونو دوباره اونو تجربه کنن

سجده به یگانه خالق هستی...

پس باید خیلی لذت بخش باشه

بیا دوباره امتحان کنیم....

لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین...


یا امام رئوف


هر چند حال و روز زمين و زمان بد است
يک تکه از بهشت در آغوش مشهد است
حتي اگر به آخر خط هم رسيده اي
آنجا براي عشق شروعي مجدد است

شهادت امام رئوف علی بن موسی الرضا علیه السلام تسلیت باد

اومانیسم اسلامی

اومانیسم یا انسان گرایی جریانی است که در عصر رنسانس در واکنش به کلیسا و مسیحیت تحریف شده به وجود آمد.

قرون وسطی عصر حاکمیت کلیسا بود و مردم طبق آموزه های کلیسا باید از هر نوع لذت مادی و غریزی خوداری می کردند، زیزا معتقد بودند همه لذایذ مادی از روح پست حیوانی سرچشمه می گیرد و مانع رسیدن انسان به درجات معنویست. دنیا گریزی، مخالفت با لذت های مادی، علم ستیزی و... از مهمترین عواملی بود که باعث بیزاری از مسیحیت و گرایش به اومانیسم شد.

رفته رفته از جریان اومانیسم جریانات و مکاتب دیگری مانند سکولاریسم, نسبیت گرایی، فمنیسم، ساینتیسم و... به وجود آمد که همه آنها به نحوی در مقابل مسیحیت تحریف شده و تفکرات کلیسا به وجود آمدند.

به تدریج این تفکرات از اروپا به دیگر کشورها صادر شد. در هر کشوری به گونه ای وارد شد که به نوعی با فرهنگ آن کشور هماهنگ می شد و ترکیب تازه ای می یافت.

اومانیسم در ایران به دلیل وجود گرایشات مذهبی نتوانست -آن گونه که در کشورهای دیگر تأثیر گذاشته بود- مؤثر واقع شود. 

اسلام کامل ترین دین الهی، برای همه ابعاد زندگی انسان برنامه های ویژه ای دارد و هیچ یک از نیاز های او را بی پاسخ نگذاشته است. 

اسلام بر پایه توحید بنا شده اما اساس اومانیسم انسان محوریست. بنابراین می توان گفت اومانیسم نقطه مقابل اسلام است پس چگونه می توان آنها را در کنار هم قرار داد؟ به بیان منطقی اجتماع نقیضین محال است.

درست است که اسلام هیچ گاه با اومانیسم جمع نمی شود اما اگر بعضی از اعتقادات دینی نادیده گرفته شود، قسمتی از اومانیسم را می توان جایگزین آن کرد.

مثلا اگر احکام حکومتی اسلام را نادیده بگیریم سکولاریسم جای آن را می گیرد. یا اگر توکل را حذف کنیم اراده انسان جایگزین آن می شود. درست است که هیچ مکتب و دینی نمی تواند جایگزین مناسبی برای هیچ کدام از احکام و دستورات اسلامی باشد اما آیا شیوه زندگی ما به گونه ایست که اومانیسم و مکاتب برگرفته از آن هیچ دخالتی در زندگی دینی ما نداشته باشند؟؟

وارد مغازه می شوی ماه محرم است و صدای نوحه در مغازه پیچیده است روبه روی فروشنده پوستر وصیت نامه کورش کبیر نصب است. آیا نمی توان گفت که این مصداقی از اختلاط اسلام و سکولاریسم است؟؟ 

در عرف عامه وقتی به کسی علاقه داری و می خواهی نشان دهی وجودش چقدر برایت اهمیت دارد موقع خداحافظی می گویی مواظب خودت باش! آیا این گرایش به اومانیسم نیست؟

در بین عموم بانوان صحبت کردن از نفقه و حقوق شرعی زنان توهین به شأن اجماعی این قشر محسوب می شود. آیا این گرایش آشکار به فمنیسم نیست؟؟

همچنین نحوه معاملات و زندگی اقتصادی، که بهتر است در جزئیات آن وارد نشویم ... قضاوت را به شما مخاطبین فهیم واگذار می کنم.


.............

پ.ن: شاید به نظر برسه مصادیقی که نوشتم با موضوع بی ارتباط هستن. مثلا ترویج ملی گرایی نمی تونه مصداقی برای سکولاریسم باشه؛ اما به نظر من وقتی دشمنان اسلام نتوانستند ایران را مستقیما تحت تأتیر فرهنگ خود قرار دهند، از فرهنگ های ایرانی برای مبارزه با اسلام استفاده کردند. آنان سعی کردند به ایرانیان تبیین کنند که روزگاری شما، ابرقدرت جهان بودید اما امروز که حاکمیت از آن اسلام است چه؟! یعنی از ملی گرایی برای ترویج سکولاریسم استفاده کردند و ما که محبت اهل بیت از زندگیمان جدا نمی شود غافل شدیم از اینکه امام علی علی السلام برای چه خانه نشین شدند؟ امام حسن علیه السلام برای چه مجبور به پذیرفتن صلح شدند؟ امام حسین علیه السلام به چه دلیلی قیامی را پذیرفتند که نتیجه اش شهادت بود؟ همچنین ائمه به چه دلایلی موفق به تشکیل حکومت اسلامی نشدند؟؟



پیام تسلیت

درسوگ نبی جهان سیه می‏پوشد

در سینه، دل از داغ حسن می‏جوشد

از ماتم هشتمین امام معصوم

هر شیعه ز درد، جام غم می‏نوشد
اعظم الله اجورنا و اجورکم بمصاب النبي المصطفی و الحسن المجتبی و الرضا المرتضی.

یلدای امسال

امسال یلدا یه شب قبل از شب اربعینه. به نظرتون شب یلدای امسال هم مثل هر ساله؟ یعنی دور هم بودن، شاد بودن، اجیل، هندونه، انار و... که سنت های شب یلداس امسال هم باید این سنت ها اجرا بشه؟

شاید بگیم ما که نمی خوایم شادی کنیم فقط می خوایم دور هم باشیم یعنی صله ارحام، که اسلام بهش سفارش زیادی کرده. درسته؛ اما آیا تا به حال به نحوه دور هم بودنامون توجه کردیم؟ می شه چند تا خونواده دور هم جمع بشن و گفتن و خندیدن توش نباشه؟ حالا آجیل ( که عرفا مناسب مجالس شادیست) و... را هم بهش اضافه کن. اینا بد نیست خیلی هم خوبه که فامیل دور هم جمع باشن، از احوال هم خبردار بشن، با هم بگن و بخندن. اینا همه سنت های اسلامه (البته در صورتی که مرتکب گناه نشیم) و چه خوبه که این سنت، شب یلدا باشه که هم یه سنت اسلامی باشه و هم یه سنت ملی. اجرای سنت های شب یلدا خوبه ولی در صورتی که همزمان با اربعین نباشه.

ان شاء الله برا هیچکس اتفاق تیفته، ولی حتما می دونید کسی که عزیزی رو از دست می ده تو مجلس عزاداریش، عزاداره. اگه این شخص تو مجلس ترحیم عزیزش بگه و بخنده مردم می گن حتما دیونه شده؛ چون چنین کاری از انسان عاقل بعیده. می شه کسی رو خیلی دوست داشت ولی احترامشو حفظ نکرد؟؟

پس بهتره شب یلدای امسال کاری کنیم که حرمت اربعین شکسته نشه، چون عزاداری برای اهل بیت، بزرگداشت شعائر دینیه و هیچ مومنی دوست نداره که حرمت شعائر اسلامی رو نگه نداره.

چه فرقی هست بین آنهایی که امام حسین علیه السلام را به پای دنیای خود قربانی کردند با آنها که نام ونشان و مرام امام حسین علیه السلام رو به پای یلدای؟

شب یلدا چنان باش که خرابت نکند

غافل از واقعه کرب و بلایت نکند

ای که دم می زنی از عشق حسین بن علی

آن چنان باش که ارباب جوابت نکند



اشتغال بانوان - تغییر سبک زندگی

به یک نفر خانم، جهت فروشندگی با روابط عمومی بالا نیازمندیم.

به یک نفر خانم مجرد، ترجیحا کمتر از 25 سال سن، آشنا به کامپیوتر و با روابط عمومی بالا نیازمندیم.

اینها آگهی های استخدامی است که به در و دیوار شهر می زنن و بارها اونا رو دیدیم و بی توجه از کنارشون رد شدیم. آیا تا حالا به قیدهایی که در این آگهی ها نوشته شده توجه کردید؟ این قیود نشان از چه دارند؟ چرا بیشتر صاحبان مشاغل خواستار استخدام خانم ها هستند و چرا خانم ها تن به هر کاری می دن؟

خیلی از خانم ها چه تحصیل کرده باشن و چه نباشن دوست دارن شاغل باشن و به اصطلاح دستشون تو جیب خودشون باشه. بعضا فکر می کنن اگه از پدر یا همسرشون پول  -در اصطلاح شرع نفقه- بخوان کسر شأنه. آیا این خانم ها نمی دونن که اسلام چه ارزشی برای زن قائل شده؟ نمی دونن زن آنقدر ارزش داره که باید مثل یه شاهزاده بشینه تو خونه و به پدر یا همسرش دستور بده که فلان چیزو می خوام و او هم موظفه که تقاضاشو برآورده کنه (البته خواسته های معقول) آیا چنین جایگاهی کسر شأنه اما کار کردن در مغازه هایی که صاحب کار اونا رو به هر کاری وادار می کنه از تی کشیدن کف مغازه گرفته تا عشوه گری برای خریدارن، کسر شأن نیست؟ جالب اینه که این دسته از خانم ها کلی هم برا دوستاشون کلاس می ذارن که من شاغلم و دستم تو جیب خودمه. غافل از اینکه چندرغازی که سر ماه می گیرن برای کرایه رفت و آمدشون هم کمه.

صاحبان مشاغل هم از این تفکر خانم ها استفاده می کنن و به جای استخدام آقایونی که باید حقوق و مزایا و بیمه براشون در نظر گرفته بشه، خانمی استخدام می کنن که بدون هیچ چشمداشتی، به حقوق ناچیزی راضی می شه. به علاوه استخدام یه خانم با روابط عمومی بالا! می تونه فروش و در نهایت سودشون رو افزایش بده.

مشکل اشتغال بانوان به اینجا ختم نمی شه. با استخدام خانم ها آقایون بیکار می شن و نمی تونن در سن مناسب ازدواج کنن. در نتیجه متوسط سن ازدواج بالا می ره و مشکلات روانی و اجتماعی بسیاری به وجود می یاد.

آیا با این اوصاف عاقلانه است که خانم ها محیط امن و آروم خونه رو به کار کردن در اجتماع ترجیح بدن و به هزارن مشکلی که از اشتغال بانوان به وجود می یاد دامن بزنن و بگن می خوایم مستقل باشیم؟ آیا منطقی نیست که از بانوان مسلمان بخواهیم به تربیت فرزندان خود رسیدگی کنند و کمتر به اشتغال در اجتماع بپردازند؟

آیا مسابقه برای اشتغال، بین بانوان تغییر در سبک زندگی اسلامی نیست؟!

تغییر در سبک زندگی بانوان مسلمان ایرانی و کشیده شدن به سوی فرهنگ غربی، زنگ خطری برای مسئولین و خانواده هاست که باید هر چه زودتر برای حل این مشکل برنامه ریزی صحیحی انجام شود.

.....................................

پ.ن: منظور از اشتغال بانوان دز این مطلب، صرفا اشتغالیست که با روحیات لطیف خانم ها سازگار نیست و به ارزشمندی آنان لطمه می زند وگرنه مشاغلی که مخصوص بانوان است لازم است در حد کفایت بانوان در آنها تخصص داشته و مشغول به کار شوند مضاف به اینکه به وظایفشان در منزل لطمه نزند.





تربیت حسینی

دخترک در حالی که طبل کوچکی در دست داشت و گریه می کرد، دست مادرش را گرفته بود و به سمت مغازه اسباب بازی فروشی می کشاند. مادر به زور او را سوار اتوبوس کرد. گریه دخترک شدیدتر شد. همه مسافران داشتند آنها را نگاه می کردند. یکی از مسافران که سعی می کرد دخترک را آرام کند گفت: «ببین چه طبل خوشکلی داری برا چی گریه می کنی؟» مادر دخترک گفت: «برایش طبل خریدم حالا می گوید عروسک هم می خواهم.» مادر رو به دختر کرد و گفت: «بعد از ماه محرم دوباره می یام خرید، برات عروسک می خرم.» مسافری که معلوم بود گریه کودک او را عصبی کرده سعی کرد آرامش کند، گفت: «ماه محرم که موقع خرید عروسک نیست اگه تو این ماه عروسک بخری امام حسین کورت می کنه!!!»

این صحنه ای است که چند روز پیش در اتوبوس دیدم. متأسفانه خیلی از خانواده ها در تربیت فرزندانشون دقت نمی کنند و گاهی نادانسته رفتارهایی از خود بروز می دهند که تأثیر بسیار بدی بر تربیت دینی فرزندشان دارد. در روایات آمده که فرزندانتان را با محبت اهل بیت تربیت کنید. محبت زمینه اطاعت است. فرزندی که مطیع اهل بیت باشد در دنیا و آخرت سعادتمند خواهد بود. اما آیا خانواده های شیعه در جامعه ما توانسته اند این محبت را به فرزندانشان آموزش دهند؟

در دین مبین اسلام به نکات ظریفی در مورد تربیت فرزند اشاره شده حتی در روایات آمده که کام فرزند خود را با تربت امام حسین علیه السلام یا با آب فرات بردارید. سعدان از امام علی علیه السلام روایت میکند که ایشان فرمودند: اگر مردم کوفه کام فرزندان خود را با آب فرات بر می داشتند، همه شیعه ما بودند. (وسائل الشیعه- ج17- ص212)

این روزها که ایام عزاداری امام حسین علیه السلام است فرصت خوبی برای تربیت حسینی فرزندان است. می توان کودکان را در مجالس عزاداری شرکت داد و محبت به اهل بیت را به صورت عملی به آنان آموزش داد. اگر این آموزش ها به درستی صورت گیرد می تواند در آینده دینی کودک بسیار مؤثر باشد. اما این تأثیر به شرطی است که این مراسمات همراه با معرفت بوده و از هرگونه شائبه و خرافات به دور باشد. مثلا از کودکی که پدرش او را برای قمه زنی می برد چگونه می تون انتظار داشت در بزرگسالی محب و مطیع اهل بیت باشد.




باز این چه شورش است که در جان واژه ها ست


با اشک هاش دفتر خود را نمور کرد 
در خود تمام مرثیه ها را مرور کرد
ذهنش ز روضه ها ی مجسم عبور کرد
شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد


احساس کرد از همه عالم جدا شده است
در بیت هاش مجلس ماتم به پا شده است


در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت
وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت
وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت
مثل همیشه رخصتی از مُحتشم گرفت


باز این چه شورش است که در جان واژه ها ست
شاعر شکست خورده طوفان واژه هاست


بی اختیار شد قلمش را رها گذاشت
دستی زغیب قافیه را کربلا گذاشت
یک بیت بعد ، واژه ی لب تشنه را گذاشت
تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت


حس کرد پا به پاش جهان گریه می کند
دارد غروب فرشچیان گریه می کند


با این زبان چگونه بگویم چه ها کشید
بر روی خاک و خون بدنی را رها کشید
او را چنان فنای خدا بی ریا کشید
حتی براش جای کفن بوریا کشید


در خون کشید قافیه ها را ، حروف را
از بس که گریه کرد تمام لهوف را


اما در اوج روضه کم آورد و رنگ باخت
بالا گرفت کار و سپس آسمان گداخت
این بند را جدای همه روی نیزه ساخت
"خورشید سر بریده غروبی نمی شناخت


بر اوج نیزه گرم طلوعی دوباره بود
"
اوکهکشان روشن هفده ستاره بود

خون جای واژه بر لبش آورد و بعد از آن ...
پیشانی اش پر از عرق سرد و بعد از آن ...
خود را میان معرکه حس کرد و بعد از آن ...
شاعر برید و تاب نیاورد و بعد از آن ...

در خلسه ای عمیق خودش بود و هیچ‌کس
شاعر کنار دفترش افتاد از نفس...